دل خوشی هایم
|
|
مرگ(کمکم کنید ای یاران با وفا)
سلام در پایان اگر میتونین به یکی از دو سئوال آخر جواب بدین... *********************************************** **************************************************** ممنون از فاطمه عزیز که گفته بود شاید آدمیت با مردن زنده می شه........ نوشته شده توسط : خودم هستم | چهارشنبه هفتم فروردین 1387 | 19:29 | لينک ثابت | موضوع: |
تو را به خدا یکی به من بگه چرا؟ سلام
امشب نکته ای را می گویم شاید که....... نمیدانم چرا هر چه به فکر خوبی به دیگران می افتم در جوابش یا سوءتفاهم پیش می آید یا دچار مشکلی می شوم همه فکر می کنند در پی آزار واذیت آنها هستم. خدایا! مرا به حال خود مگذار. مرا در این نیستیم تنها نگذار. بگذار که هستی ام را در تو پیدا کنم. بگذار که این وجود فانی ام را به وجود پاینده تو زنده نگه دارم خدایا! بر من لطفت را بباران. خدایا! اگر گناهان من به اندازه ریگ بیابان باشد ولی لطف و رحمت تو بیشتر از گناهان من است. می دانم که مرا بارها و بارها بخشوده ایی و من بارها و بارها توبه ی خود شکسته ام. اما چه کنم که من بنده ی خطاکارم و تو خدای خطاپوش. چه کنم که اگر خدایم نبودی هرگز خطا نمی کردم که چون تویی مهربان، در تمام عالم نیست که از من درگذرد آره از همان روزی که دست حضرت قابیل... گشت آلوده به خون حضرت هابیل... از همان روزی که فرزندان حضرت آدم.. زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید... آدمیت مرده بود... گرچه آدم زنده بود....!!! از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند... از همان روزی که با شلاق وخون دیوار چین را ساختند... آدمیت مرده بود.... بعد دنیا پر از ادم شد واین آسیاب... گشت و گشت... قرن ها از مرگ آدم هم گذشت... ای دریغ... آدمیت برنگشت... *******************************************8 هیچ وقت از تهمت های آدم بی مذهب - لعنتی- عوضی - حیله گر ... هرگز ناراحت نشدم چون می دانستم روزی متوجه خواهد شد اما وقتی گفت آیا تا به حال عزیزی را از دست داده ای جگرم آتیش گرفت.... اشک هایم جاری شد.... یاد روزهای غم وغصه مرا فراگرفت ... نوشته شده توسط : خودم هستم | شنبه سوم فروردین 1387 | 17:56 | لينک ثابت | موضوع: |
|
|